تبليغاتX
سلطان قلبها =کامران و هومن

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااامي به قشنگي كامران

و هومن

كله سحر زيباي همتون به خير (انقدر كه وسط روز پشت خطي مياد،مجبورم كله سحر آپ

كنم)

خوبين ديگه؟؟خوش ميگذره؟؟

چي كار ميكنين؟؟؟؟حتما خوش ميگذره ديگه؟؟ها؟؟؟؟؟؟؟من كه توي عشق و حالم به

مقدار خيييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييلي زياد(منو ببخش).

من تا ديشب دريا بودم.خيلي هم حال داد.جاتون خالي.همه جاش خوب بود،فقط قسمت

پيست يه كم حالمونو گرفت......همه دخترخاله ها و پسرخاله ها جميعاً داشتن اسكيت

ميرفتن،اين خواهر منم داشت اسكيت ميرفت.آخه يكي نيست بهش بگه تو كه حالت

عادي هر يه قدم 10 بار زمين ميخوري،ديگه اسكيتت چيه؟؟....هيچي ديگه...همچين خورد زمين كه........حالا شانس آورد شوهرخاله ام دستشو گرفت،وگرنه الان اونور آب بود...

راستي اين شوهرخاله ام يه خواهرزاده داره،اسم اونم هومنه،اتفاقاً اونا هم دوتاي اول

پسرن و آخري دختر و بازم خيلي اتفاقي اين هومنم پسر دومه....(خدا بده شانس)

خب حالا اينا رو ولش

بريم سر آلبوم جديد كامران و هومن.از الان به همه كلوپ ها،خدمات كامپيوتري ها، دوستا،فاميلا و.....سفارش كردم كه اومد،واسه من كنار بذارن....

نام آلبوم : غرب زده

كمپاني : نميدونم شايد بازم آونگ

خواننده ها : جيگر به توان 2  

اين آلبوم تا همين الان كه من اينجا نشستم،11 تا آهنگ داره واسماشم الان اين پايين

ميگم.ولي خدا رو چه ديدين،شايد يه دفعه همه رو عوض كردن.از كامران و هومن و رامين هيييييييييييييييييچي بعيد نيييييييييست. و ميگن آلبوم نزديكاي 15 سپتامبر به

بازار ارائه ميشه ولي خب چون رامين زماني توي آلبوم هست،فكر ميكنم يه 6 ماهي ديرتر بياد.

1.هومن تنها غرب زده

2.مادر گل من

3. mosio domanzh

4.صداي سيم گيتار

5.غرب زده

6.شاد باش

7.عشق،نت،آهنگ

8.انتظار با كتايون

9.خاطه برهنه

10.دخترا،پسرا

11.فقط كامران عشق

راستي اين اسم ها رو واقعا مريم انتخاب كرده؟؟؟كي گفته هومن غرب زده اس؟؟كي گفته فقط كامران عشقه؟؟؟؟؟؟؟حالا باز خوبه نذاشت انتظار با شقايق و برايانا.........

حالا چرا 11 تا آهنگ؟؟؟؟؟؟؟؟ 11 كه اين آخرا مثل عددهاي 3 و 13 نحس شده.....

 

خب توي اين پستم ميخوام چند تا عكس بذارم از كنسرتاشون كه با عرض معذرت خيلي هم كيفيتش پايينه + عكساي مصاحبه عيد كه هومن قضيه اي كه نزديك بود با تريلي تصادف كنه رو تعريف ميكنه و...........

خب حالا بريم سر نظرا.بابا شما ديگه كي هستين؟؟؟!!!من توي امتحانا نظرام بيشتر بودن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بهار جون (bahar ) خدا رو اين حساب كامران و هومنو انقدر جذاب آفريد كه دل ماها

رو ببرن.دختر 14 ساله اگه تو اوني كه من فكر ميكنم نيستي،پس بگو چرا توي نظر اولت از من پرسيدي : من چه كار كردم؟؟؟؟.چرا اين سوالو پرسيده بودي؟؟؟دخترخارجي مرسي عزيزم بدنبيني آرام جون نگفتي چرا انقدر عصباني هستي؟؟؟پيام جون تو وبت اومدم خيلي قشنگ بود نظرمم همونجا گفتم گيلوا جون مرسي خانوووووومي پيشي(خواهر من) مرسي كه اومدي.انقدر ناراحت نباش.ايشالا الان كيومرثمون توي بهشته.خدابيامرزش.

عادل جون بابا تو ديگه كي هستي؟؟دست شيطونو بستي!!پانيذ جعفري(هومن) مرسي ايشالا بد نبيني به خاطر اين آشغالا ناراحت نباش،منو كه هيچ خيااااااااالي

نييييييست.هركار ميخوان بكنن،از طرف من آزادن. غزاله جون من بايد عكساي وبلاگمو تنبيه كنم...... نميدونم چي كار كنم كه باز بشن.....به هر حال شرمنده...(واااااي آب شدم از خجالت)اسما جون تو كه فقط نظر اون يه نقطه رو ديدي،بقيه شو حذف كردم.پس تو اگه اونا رو ميديدي چي ميگفتي؟؟؟؟راستي چه عجب تو بامن آشتي كردي خانومي!!!!بهار جونم ناراحت نباش عزيزم.منم خيلي ناراحت شدم ولي بگو اگه منو تو غصه بخوريم،همه مشكلا حل ميشه؟؟؟حالا باشه غصه ميخوريم،فداي سر كامران و هومن ولي ديگه چرا خودكشي؟؟؟؟اين اصلا راه درستي نيست.خودت كه ميگي كسي حرفتو باور نميكنه،البته من دركت ميكنم،ولي اگه خودتو از بين ببري،هم مشكلات بيشتر ميشه و هم اونايي كه باورت نميكنن،تازه برات حرف هم درميارن.ميدوني چيه عزيزم؟؟؟نميخوام بيشتر ناراحتت كنم ولي حالا كه ميگي حالت بده،سعي كن گريه كني.گريه دل آدمو سبك ميكنه.آدم با گريه آرامش پيدا ميكنه.گريه كن عزيزم گريه قشنگه،گريه سهم دل تنگه،گريه كن گريه غروره،مرهم اين راه دوره.راستي چرا فكر كردي اگه خودتو بكشي من خوشحال ميشم؟؟؟؟؟؟؟؟اتفاقا من از مرگ آدما خيلي هم ناراحت ميشم مخصوص الان كه 2 تا از فاميلاي جوونمون مردن.ببين خوشگلم،تو و من و همه فن هاي كامران وهومن بايد اميدوار باشيم.چون به هرحال ما عاشق كسايي شديم كه بيشترمون فقط توي خواب ديدمشون.تو بايد اميدوار باشي به روزي كه بتوني هومنو ببيني....ببين عزيزم من الان يه آِي دي از هومن بهم رسيده،اگه جواب گرفتم بهت ميدمش.اگه بتونم شمارشم برات ميارم.ولي شماره رو قول نميدم.چون بايد خيلي بگردم.ولي سعيمو ميكنم. راستي من توي ادد ليستم يه بهار دارم.نميدونم اون تويي يا اون يكي بهار.اگه خواستي آي ديتو بذار،من اددت ميكنم كه اگه دوس داشتي با هم حرف بزنيم. پس آروم باش.خب؟؟؟؟؟ناراحت نباش ديگه...اشكاي خوشگلتو پاك كن...حيف نيست؟كه به خاطر اين چرت و پرتا گريه كني؟؟؟تو بايد فقط براي هومن گريه كني...تازه براي هومنم نبايد گريه كني...هومن عشق توعه.مگه نه؟؟؟و اگه گريه كني ميشه يه مورد منفي،مگه نه؟؟؟؟پس گريه نكن تا هومن جون برات به يه مورد منفي تبديل نشه....خب ناراحت نباش ديگه خانومي....ببين زندگي خيلي قشنگه...خدا قشنگي زندگي رو به ماها نشون داده..كامران و هومن قشنگي زندگي هستن ديگه...ما كه قشنگي زندگي رو ديديم(مهم همينه) پس چرا بايد به خاطر زشتي هاش ناراحت باشيم؟؟؟ناراحت نباش ديگه خب؟؟فكر خودكشي رو هم از سرت بيرووووووووووووووووون كن،به جاش فكر هومنو تو سرت بكن.باشه؟؟؟؟؟؟ قول ميدي؟؟؟؟راستي سعي كن با پانيذ جون دوست بشي آي ديشم كه برات گذاشته.خدايي خيلي دختر ماهيه.(واااااااااااي چقدر حرف زدم،حالا يكي بياد خودمو دلداري بده)شهرزاد جون من عكس هر دو تا مادربزرگشونو دارم.يعني هم مامان مامانشون و هم مامان باباشون و يه عكسم از پسرخالشون دارم توي مركز شهر دوبي.اگه اينايي رو كه گفتم نداري بگو برات بذارم.سودابه جونم چه عجب تو برگشتي!!!امتحان زبانتو خوب

دادي؟؟؟خيييييييييييييلي برات دعا كردم.منم امتحان هندسمو خوب دادم.مرسي كه برام

نذر كردي.هر وقت كارنامه مو گرفتم،بهت ميگم.راستي بابت شقايقم من ناراحت نشدم

فقط يه لحظه حس كردم از شقايق خوشت نمياد.ميخواستم ببينم واقعا بدت مياد يا نه. راستي سودابه جون اين تلفن ما پولش يه ذره كولاك كرده. واسه همين ما سه تا

به اين نتيجه رسيديم صفرشو براي يه مدت ببنديم. حالا كه صفرمون بسته اس،من ديگه

نميتونم زنگ بزنم و صداي نازتو بشنوم،اگه ميتوني يه وقتايي خبرمو بگير.ممنون ميشم.فهيمه جونم آره ديگه منم مجبور شدم نظرامو از هفت خوان رد كنم.آخه اين آدماي بي جنبه مقصرن.از شما دوستاي خوبمم بايد معذرت خواهي كنم.چون خيلي زشته كه وقتي شماها لطف ميكنين و نظر ميدين،پيغام تائيد رو ببينين.بازم شرمنده همه تون.زهرا جونم زمين خوردي.حال كردي؟؟؟؟نيلوفرجون مرسي كه اومدي منم بيخيالم

مهشيدجون چشم حتما به وب نازت ميام فرگل جونم خيلي ممنون عزيزم ستاره جون

مرسي عزيزم،تو هم توپي.تو وبت حتما ميام.انضباطم يادم نميره.گيلوا جون چشم حتما

ميام xxl  تو حرف حسابت چيه؟؟؟مشكلت با من از كجا شروع شد؟؟؟ببين 11 رو بي خيال شو،اون به دردت نميخوره....آي ديتو بذار كارت دارم.....

 

مرسي از همه بريم سر عكس

اول اينو ببينين كه هومنه و بايد توي پست قبل ميذاشتمش ولي چون خيلي شيطوني كرده بود از پست قبل جا مونده بود.

به قول كامران جون :

شيطوووووووووووون....

هومممممممممن......

 

 

حالا چند تا عكس ديگه

مرسي از كامران جون خودم

 

 

 

 

 

 

آخی همه دست تکون بدین واسشون

 

 

چند تا عكس از كنسرت منو ببخش

 

 

 

 

معني اين حركتشون چيههههههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خب دوستاي خوبم توي اين چند وقت،به خاطر امتحانا چون از كامران و هومن يه

كوچولو دور بودم، كامران و هومن خونم زد پايين. واسه همين يه عالمه خوابشونو

 ديدم كه مي خوام براتون بگم :

روزي كه فرداش امتحان عربي داشتم، نهارمو كه خوردم، خوابيدم. ساعت 3 بود كه از خواب پريدم ديدم حالم خيلي بده.........يك ساعت گذشت ولي حالم خوب نشد. ديگه داشتم به گريه مي افتادم كه خوابم برد.........وچه خوابي هم بود.....يه خواباي قشنگي هم ديدم ولي خيلي هم عجيب و غريب بود.خواب ديدم :

توي اتاق پذيرايي مون هستم. توي خواب مثلا رامين زماني دوست شوهر خاله ام بود.

(به قول هومن از اين پسره كه اين آخرا درباره اينا چرت و پرت ميگه influence شدم)

بعد كامران و هومنم باهاش بودن. بعدش اين شوهرخاله ام، رامين و كامران و هومن

همه با هم توي اتاق خواهرم بودن.منم خسته نباشم بعد از 2 ساعت تازه يادم اومد كه

من كامران و هومنو خيلي دوس دارم. همون توي خواب به خودم گفتم: IQ  تو چرا نميري با اينا حرف بزني؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟....بعدش دويدم رفتم پيششون. بعد يه خييييييييييلي باهاشون عكس گرفتم.بعدش با مامانم رفتم عكسا رو ظاهر كردم.( چه كسي!!!!!!بامامانم!!!!!!!!كه از كامران و هومن متنفره!!!!!!!) ولي عكسا يه جوري بودن. روي كاغذ عكس نبودن.انگاري روي ورق A4 پرينت گرفته باشي. تازه چيييييي؟؟دست

ميزدم به عكسا همه شون پودر ميشدن ميريختن و كاغد سفيد ميشد. بعدشم من

رو كردم به كامران و هومن و گريه گريه كه آقا عكسام خراب شد بايد واستين دوباره

باهاتون عكس بگيرم. بعد اونا هم قبول كردن.بعد يهويي من تازه به هوش اومدم

كه دوربينم فيلم نداره. دوباره گريه و زاريم شروع شد كه يكي بايد بره برام فيلم بگيره.

بعد كامرانم كه به خودش گرفته بود، بااعتراض گفت : ساعت 2 نصف شب كدوم عكاسي بازه؟؟؟؟؟؟؟؟صبر كن فردا صبح.ماكه فرار نمي كنيم.منم گفتم باشه. بعد

نمي دونم چي شد كه يهويي شوهر خاله ام غيبش زد و خودم بودم و كامران و هومن

 و يه دختر ديگه. اسمشو نمي دونم ولي مي دونستم كه يكي از فناي كامران و هومنه ومياد توي وبلاگم.بعدش4 تايي با هم روي يه تيكه كوچيك زمين بوديم كه انگار زلزله اومده بود و از زمين جداشده بود. بعد يهويي اين زمين كج شد و ما 4 تا افتاديم روي يه تيكه ديگه زمين.

تا ما افتاديم روش، اون تيكه هم از تيكه بعديش جدا شد. بعد يهويي اون تيكه هم

كج شد و ما افتاديم روي تيكه بعدي و تيكه بعدي هم تا ما افتاديم روش، از تيكه

بعديش جدا شد. باز دوباره اون تيكه كج شد و ما افتاديم روي تيكه بعدي و باز تا ما

افتاديم روش اون تيكه هم از تيكه بعديش جدا شد و......... اين حركت همينجوري

10-15 بار تكرار شد تازه چييييييييييي........هردفعه كه مي افتاديم روي تيكه بعدي،

اول هومن مي افتاد بعد ما سه تا يعني من و كامران و اون فنشون مي افتاديم روي

هومن. يعني همينجوري 10-15 بار اين طفلي هومن افتاد روي تيكه بعدي و هي ما

افتاديم روش.دفعه آخر همچين قيافش ناله شده بود،احساس ميكردم ميخواد ما سه

تا رو خفه كنه. خب بگذريم داشتم ميگفتم : همينجوري 10-15 بار اين اتفاق افتاد تا يهويي 4 تايي مون گريه مون دراومد.(الهي بميرم من تااون وقت گريه كامران و هومنو نديده بودم)..............بعدشششششششششششش..............يهويي افتاديم روي يه

تيكه ديگه از زميييييييييين...............كه فقط و فقط همين اندازه جا داشت كه 4 تايي

مون روش واستيم و نه بيشتر. ما هم واستاديم روش و از ترس چسبيديم به همديگه كه يه وقت نيفتيم. الهي بميرم كامران و هومنم گريه كردن.هي گريه كرديم....هي

گريه كرديم....هي گريه كرديم........هي گريه كرديم..........تا من از خواب پريدم. وقتي

از خواب پريدم يه كم بعدش حالم خوب شد.

 

راستي بچه ها جون دبير بينش ما ميگفت : دليل خواب ديدن آدما اينه كه وقتي

آدما ميخوابن،روحشون از بدنشون جدا ميشه و ميره همينجوري براي خودش گشت

ميزنه.بعد گفت : وقتي شما خواب ميبينين كه مثلا توي قايق نشستين، اون لحظه

واقعا روحتون توي قايق نشسته. يا مثلا اگه خواب ميبينين كه روحتون داره يه كاري

ميكنه، اون لحظه روحتون واقعا داره اون كارو ميكنه......

پس بچه ها با اين حساب نتيجه ميگيريم كه روح هاي ما از خود ما خوشبخت تر و

خوش شانس ترن. چون هر وقت ما خواب كامران و هومنو ميبينيم، به جاي ما اونا

كامران و هومنو ميبينن.(خوش به حالشون)

يه خواب ديگه،يه خواب ديگه

يه خواب ديگه هم از كامران و هومن ديدم كه انقدر قاطي پاتي بود نمي دونم چي جوري

تعريفش كنم. يعني صحنه اش خيلي قاطي بود. فقط همين قدر يادمه كه من بودم و

كامران و هومن + يه بچه خييييييييييلي كوچولو كه توي بغل هومن بود.بچه توي خوابم

دختر كامران بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بعد كامران هم عصباني بود،اين دخترشم هي گريه ميكرد،كامران بيشتر عصباني ميشد.

تا اين بچه گريه ميكرد،هومن هي نازش ميكرد.

خلاصه كه توي خوابم ما گم شده بوديم.

يه خواب ديگه،يه خواب ديگه

خواب ديدم شب بود.بعد من با بابام رفته بودم لواسون يا همون لواسان كه افروز

جونو ببينم. حالا حدس بزنين كجا داشتم دنبالش ميگشتم؟؟؟؟؟؟؟؟

رفته بودم مدرسه شون و اونجا رو زير و رو ميكردم كه افروزو پيدا كنم.توي خوابم اسمش افروز بود ولي فاميليش احمدي بود نه ضيايي.بعد رفتم دفتر مدرسه شون و

گفتم كه با خانوم افروز احمدي كار دارم و از اين حرفا لطفا صداش كنين. بعد 2 ساعت گذشت وخبري از افروز نشد. بعد رفتم بپرسم كه چرا صداش نمي كنين....ولي ديدم كسي توي دفترشون نبود.بعدش رفتم دونه دونه سر كلاساشون. به كلاس آخر كه رسيدم، به

نماينده شون گفتم كه شما تو كلاستون احمدي دارين؟؟؟گفت آره. من گفتم ميشه

صداش كنين؟؟؟؟گفت تو با كدومشون كار داري؟؟؟؟؟من گفتم مگه شما چند تا

احمدي دارين؟؟؟؟؟؟اون گفت يه خيلي.بعد شروع كرد يكي يكي اسماشونو گفت تا

رسيد به افروز احمدي......بعد يهويي من جيغ زدم همينه همينه، دوست من همينه.

ميري صداش كني؟؟؟؟؟؟بعد دختره رفت افروزو صدا كرد.بعد منم داد زدم  به بابام

گفتم كه بابا بيا دوستم پيدا شد....بعدش افروز اومد. از اون بالا دستشو تكون داد كه يعني سلام. بعد منم دستمو تكون دادم.بعد به يه متري من كه رسيد بهم  گفت :

برام آوردي؟؟؟؟؟؟؟تا رفتم بپرسم چي از خواب بيدارم كردن........

 

حالا بايد از خودم فكر در وكنم ببينم كه افروز جون از من چي مي خواست؟؟؟؟؟

 

 

 

اين چند تا پوسترو مال خودمه

 

من كامران و هومنو به يه اندازه دوس دارم ولي نميدونم چرا هر وقت ميخوام پوستر

درست كنم،دستم خود به خود ميره روي عكساي هومن!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خيلي برام سوال شده

 

 

 

اين سه تا پوستر خيييييييلي شبيه هم هستن

سه تاش كار خودمه و خيلي هم دوس دارمش فقط به خاطر ستاره هاش

كامران و هومن ستاره هستن.دورشونم پر ستاره كردم

جالبه. نه؟؟

يه دونه كتيشم درست كردم كه فرستادم براي افروز جون اگه دوس دارين ببينين،بگين من براتون بذارم

 

 

 

 

خب حالا عكساي مصاحبه عيد،كه هومن جونمون داشت تعريف ميكرد كه نزديك بود

با يه تريلي تصادف بكنه......به وسطاش كه ميرسه يهويي كامران گلوي هومنو ميگيره

مثلا ميخواد خفه كنش.......حتما ديدين....ماهوراه پخشش كرده

 

 

هومن جون انقدر چشماتو گذاشتي پشت ويترين دلمون رفت

 

 

 

 

كامران جون چي كار داري ميكني؟؟؟

خفه نكن هومن جونو

هومنو خفه كني انگار همه آدما رو خفه كردي

 

 

اينجا هومن جون داشت ميگفت : قششششششششنگ

انقدرم اين فتحه ش رو كشيد

 

 

 

 

كامران جون انقدر گاز نگير اون لباي شيرينتو

نگه دار هر وقت ما اومديم پيشت باهاش بوسمون كن.خب خب؟؟؟

 

 

 

 

 

 

 

خب حالا ميخوام يه چيز براتون تعريف كنم

 درباره شوت ويديوي اون با من، كه مخلوطي از واقعيت و پرداخته هاي خودمه.البته از اون جايي كه ميرن ويديو رو شوت كنن همش درسته.

حالا بخونين :

 

ساعت 4 صبح بود.فرودگاه زياد شلوغ نبود.ولي همون تعداد نفراتي كه اونجا بودن،

مثل هميشه ايراني هاش شروع كردن به عكس و امضاء گرفتن ولي كامران با روي

خيلي باز با مردم رفتار كرد و در جوابشون كه ميپرسيدن هومن كجاست؟؟ميگفت

هومن در لس انجلس مونده و به كانادا نرفته بود.بعد تموم شدن كارش با طرفداراش

يه راست رفت خونه تا توي اين وقت باقي مونده يه كم استراحت كنه.بااينكه تا لس انجلس راه زيادي نبود ولي چون كامران از صبح داشته كار ميكرده واسه همين خيلي خسته بود و اين يه ذره راه به خستگيش اضافه كرد.وقتي رسيد خونه مثل هميشه

 هيچي سرجاش نبود حتي اين دفعه هومن هم توي خونه نبود.كامران بدون اينكه لباسشو عوض كنه، رفت توي اتاقش و وسايلشو گذاشت يه گوشه و خودشم پرت

شد روي تخت.نفهميد كي خوابش برد........تااينكه زنگ موبايلش بيدارش كرد.از خواب پريد و مثل برق از جاش بلند شد و يه كم لاي وسايلشو گشت تا گوشي رو پيدا كرد.

رامين پشت خط بود :

_ سلام

_ عليك

_خوابي؟

_( با بي حوصلگي)اين وقت شب معمولا همه مي خوابن

_اين وقت شب؟؟.....پس معلومه كه همه چي به كل يادت رفته.ساعتو نگاه كردي؟

_(كامران يه نگاه به ساعتش ميكنه) 9 شب

_همين؟فقط 9 شب؟؟.....اولا كه 9 شب نه و 9 صبح. دوما خداي نكرده ما امروز ساعت

9 صبح جلوي سيو با هم قرار داشتيما....

كامران كه انگار تازه از خواب چندين و چند ساله بيدار شده باشه،تازه همه چيز يادش

مياد وكلي هم از رامين معذرت خواهي ميكنه و بهش ميگه :

_حالا تو اونجا واستا تا من بيام.سريع خودمو ميرسونم

_نه ديگه آقازاده، من زير پام درخت كاج سبز شد من ميرم تو خودت بيا

_(كامران باخنده)تاباشه از اين درختا

بعدشم خداحافظي ميكنن و كامران خيلي سريع حاضر ميشه وحركت ميكنه به

 سمت سالن شوت.

هومن كه در تمام اين مدت رامين و كامرانو تلفن بارون كرده بود، وقتي ماجرا رو فهميد كلي غصه خورد و با خودش فكر كرد كه حتما امروزم ويديو شوت نميشه و كار

عقب ميفته. اولش خيلي ناراحت بود ولي تا عصبانيت كارگردان رو ديد، بيكار ننشست

براي اينكه دهنشو ببنده ديد كه بهتره يه دستي به سر و صورتش بكشه. اينجوري هم

گريمش خراب ميشه و گريمور مجبوره كه كارشو دوباره شروع كنه و هم وقتي رامين

و كامران رسيدن، كارگردان كمتر سرزنششون ميكنه. بنا براين يه دستي به صورتش

كشيد و گريمش خراب شد.حالا براي اينكه كارگردانو متوجه گريم به هم ريخته صورتش

بكنه،رفت جلو و پرسيد :

اگه امروز كار شروع نشه ميفته براي فردا ديگه؟

كارگردان كه به شدت از تاخير رامين و كامران اعصابش به هم ريخته بود يه نيمچه

تشري به هومن زد )به زبون خودش)

_قيافه رو...

هومن با اعتراض :

_مگه قيافه من چشه؟؟؟

_كو گريمت؟؟؟باد بردش پيش اون دو تا؟؟

هومن به روي خودش نمياره و كارگردان به گريمورش ميگه كه دوباره هومنو گريم

كنه و اونم شروع كرد. كار گريم هومن به وسطاش رسيده بود كه رامين و كامران

هم از راه رسيدن و به خاطر اون ابتكار هومن كارگردان زياد حرف نزد و قضيه با يه معذرت خواهي تموم شد. كارگردان كامران رو فرستاد براي گريم و كارش زود تموم

 شد و همگي حاضر شدن براي شوت.

حدودا 60 نفر توي سالن بودن. اول يه سري صحنه هايي رو گرفتن كه كامران و هومن

 با رقصنده هاشون ميرقصيدن، بعد چندتا از صحنه هايي رو گرفتن كه كامران و هومن تنها بودن و ميرقيدن، بعد نوبت به صحنه هايي رسيد كه كامران تنها بود و بعدش

 صحنه هايي كه هومن تنها بود،بعدش صحنه هايي رو گرفتن كه رقصنده ها بدون كامران و هومن مي رقصيدن.(اين شوت كردن ها و فيلم برداري ها در طول چند روز بود نه توي

يك روز)هر چند وقت يه دفعه كارگردان كات ميداد و ميرفت جلو و توضيحات لازم رو به كامران و هومن و ساير رقصنده ها ميداد. بعدش رسيدن به تك شات ها. كارگردان تصميم گرفت براي اين تك شات ها از بين رقصنده هاي دختر يك نفر رو انتخاب كنه.همه دختر ها اومدن جلو و هر كدوم به تنهايي رقصيدن تا اينكه نوبت به آخرين نفر رسيد. تا اون شروع كرد و كمي رقصيد، يهو جمعيت به نشونه تحسين از جاشون بلند شدند و همه براش دست زدن وهمينطور كامران وهومن كه ناباورانه به اون دختر و بعد به همديگه نگاه ميكردن.

يه دفعه كارگردان به اون دختر گفت : ( به زبون خودش) 

_يه لحظه واستا

و اون دختر هم  رقصيدنش رو تموم كرد.

كارگردان پرسيد :

_اسمت چيه؟؟؟

_كتي

كارگردان رو كرد به فيلمبردارش و گفت :

_من ميخوام فقط اين جلوي دوربين باشه

وكتي بازم شروع كرد به رقصيدن. بعد كارگردان رفت جلو و با كتي يه صحبت هايي درباره

رقصش كرد و در همون لحظه كامران و هومن اومدن جلو به كارگردان گفتن :

_اين خانوم خواهر ماست

واز اون جايي كه كارگردان كانادايي بود و نمي دونست كه كتي خواهر كامران و هومنه ،خيلي غافلگير شد و گفت :

_ميخواين خواهرتونو بذارم توي فيلمام؟؟؟ميخواين هنرپيشه بشه؟؟ميخواين بذارمش توي ويديو ها؟؟؟ ميخواين..........

وكامران و هومن خيلي از كارگردان تشكر كردن.........

 

اينم از حكايت اون با من و اكت كتي.

خوشتون اومد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

پس بريم سر بقيه عكسا

يكي از ويژگي هاي وب من اينه كه هممممممه عكساش قديميه!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اینو از آخر بگو منو کم داری دزدییییییییییییدم

 

 

اينم يه عكس 20 از الك كارتيو كارگردان بيستِ ويديوي بيست با دو تا خواننده 20 از يه

كمپاني 20 با يه شاعر20 و..............

اين خانومه كه بين الك و كمرون واستاده،خانوم الكه

 

 

حالا يه شعر از مريم حيدرزاده به اسم براي يك خواننده محبوب، براتون ميذارم ولي فكر كنم قبلا يه بار گذاشته باشم.مهم اينه كه به كامران و هومن خييييييييييلي مياد.

اين شعر جون ميده براي اون دسته از فناي كامران و هومن كه چشم ندارن بقيه فناشونو ببينن.ايشالا كه هيچ كدوم از فناي اين دو تا جيگر اينجوري نباشن.

 

                     براي يك خواننده محبوب

 

حالا چون كامي جونو هومي جون دوتاهستن،پس ما ميگيم :

 

           براي دو خواننده محبوب

 

هم جا حرف تواِ همه برات گل ميارن

چرا مردم نمي خوان دس از سر تو بردارن

بگو من ديوونتم دوست دارم خيلي زياد

نگي من مي ميرم و دق مي كنم،دلت مياد؟

چرا مردم همشون تو رو به من نشون مي دن

از هزار فرسخي هم واسه تو دس تكون مي دن

چرا عكسات مي شينه رو ديوار اتاقشون

چرا فكر تو مياد خيلي شبا سراغشون

چرا هي به تو شماره و گل و عدد مي دن

قلباشونو روي كاغذ به جاي سند مي دن

چرا يه امضاي تو براي اونا كافي نيس؟

تو خودت قاضي شو خيلي كاراشون اضافي نيس؟

چرا به اونا نگفتي كه يه ديوونه داري؟

بهشون بگو محاله منو تنها بذاري

چرا هي نامه مياد واسه تو از راهاي دور؟

مي رسه تولدت كلي چيزاي جورواجور

چرا وقتي همشون مي بيننت داد ميزنن

تو هنوز چيزي نخوندي همه فرياد مي زنن

اونا از جون من و عشق قشنگم چي مي خوان

خب صداتو دوست دارن پس چرا دنبالت ميان؟

چرا بوسه هاشونو رو گونه تو مي شونن

تو منو داري چرا اونا اينو نمي دونن

مگه تو ترانه هام جاي چشاي تو بده

كسي اندازه من ديوونگي رو بلده؟

دستاتو چرا مي گيرن توي پاييز و بهار

پس چرا اين عادتاشونو نمي ذارن كنار

چرا آغوش تو ميشه سرپناه اشكاشون؟

چرا با ديدن تو خيره مي مونه چشماشون

چرا از رو شيطنت هي به تو چشمك مي زنن؟

چرا هي مي خوان بگن واست عزيزتر از منن؟

چرا حتي تو خريد تو رو رها نمي كنن؟

عينكم مي زني مي شناسن حيا نمي كنن

چرا قلبت نمي خواد از عشقمون چيزي بگه

نكنه دلت مي خواد بري پيش يكي ديگه

چرا تو ترانه هات يه دونه مريم نداري؟ (اينجا منظورش از مريم به مهديه بود)

ديگه وقتشه كه اسممو با اسمت بياري

چرا مردم مي تونن عاشقونه صدات كنن

خب اگه دوست دارن شب بشينن دعات كنن

ولي نه چرا اونا تو رو مي خوان دوست دارن

مي خوان از زندگي من و تو سر در بيارن

چرا تو نگفتي من ترانه هام مال تواِ؟

فال تو فال منه فال منم فال تواِ

چرا دوس نداري به سوالاشون جواب بدي

به خودت واسه يه بار جرات انتخاب بدي

بگو ما يه عهدي بستيم و با هم،هم نفسيم

قسمت هميم اگه حتي به هم دير برسيم

چرا خيلي ها دارن واسه تو نقشه مي كشن

واسه تولدت گل بنفشه مي كشن

مگه از عشق من و چشماي تو بي خبرن

چرا راحت نمي گي تا همه از اينجا برن

خستم از حرفا و نامه هاي عاشقونشون

بگو بشنون صداي ناز تو،تو خونشون

اگه عاشقت باشن واسه تو خوشبختي مي خوان

نمي شه كه وقت و بي وقت واسه ديدنت بيان

خود تو يه بار فقط يه بار بذار به جاي من

تا ببيني كه چيه دليل گريه هاي من

اين ترانه رو بخون كه زير گنبد كبود

تو بودي كلي طرفدار و يه مريم حسود

توي قصر آرزوهامون كسي رو را نده

بگو قلب تو مال منه به هيچكي جا نده

به اونا بگو اگه رنگ صداتو دوس دارن

بهتره دس از سر زندگي ما بردارن

 

 

خب خوشتون اومده؟؟

باشه ديگه..... من ديگه ميرم.اميدوارم عكسا براتون باز بشه و من بيشتر از اينا پيشتون شرمنده نشم.

خيلي دوس دارمتون

مواظب خودتون باشين.

منو هم فراموش نكنين.

روز خوبي داشته باشين

تا هفته بعد بايييييييييييييييي

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط .•*..*•..•*..*•. مهديه پاييــزي.•*..*•.   |